حضور افتخاری فخرالذاکرین حاج فیروز زیرک کار در میانه ((شب اربعین))

امین کریم پور

۱۳۹۳/۹/۲۱

۱۰:۵۹

حضور افتخاری فخرالذاکرین حاج فیروز زیرک کار در میانه ((شب اربعین))

بسمه تعالی

مراسم پر فیض شب اربعین که مزین به نفوس شاعر توانا اهل البیت استاد تقی سیفی اردبیلی شاعر بنام شعرهای زینب زینب و... از استان اردبیل بود

در پی دعوت از ذاکر و پیر غلام اهل البیت حاج فیروز زیرک کار که مدتی است در بستر بیماری میباشد و بالحمدالله لباس عافیت به تن کرده ولی دیگر قادر به ذکر مصیبت اهل البیت نبوده و حضوری نمادین در مراسمات دارد به شرط عافیت جسمی مقرر شد امشب مصادف اربعین به همراه هیئت همراه وارد شهرستان شده و مهمان ویژه مراسم ما باشد که انشالله کسالت ایشان مانع سفر نگردد

قدوم همه حسینینان توتیای چشم ماست

تمام عزیزان شام را مهمان سفره احسان آن حضرت میباشند حتما بیاید و هرکی رم تونستید بیارید التماس دعا

جاده خلخال – کلور جایگزین اردبیل – سرچم می شود

صدای میانه

۱۳۹۱/۹/۲۱

۱۷:۴۵

جلیل جعفری گفت: اگر جاده خلخال به کلور تکمیل و به بهره برداری برسد مسیر اردبیل به تهران 70 کیلومتر کوتاه تر کرده و در آینده می تواند جایگزین جاده اردبیل - سرچم باشد.

وی با بیان اینکه جاده خلخال – کلور در زمستان برفگیر نیست، این محور ارتباطی را مسیر مناسبی برای مسافرتهای زمستانی و یکی از مهمتریم ویژگیهای آن برشمرد.

نماینده مردم خلخال و کوثر در مجلس افزود: این جاده علاوه بر کوتاه کردن مسیر برفگیر و کولاک گیر نیست و مردم در زمستانها با کمترین دغدغه می توانند این جاده را برای مسافرت خود به تهران انتخاب کرده و با کمترین تهدیدی از این جاده عبور کنند.

جعفری خلخال را شاهراه ارتباطی استان به مرکز کشور معرفی کرد و گفت: خلخال در مسیر ارتباطی چهار استان زنجان، گیلان، آذربایجان شرقی و اردبیل واقع شده و این مهم باید در توسعه راه های ارتباطی این شهرستان محرک خوبی باشد.

وی با انتقاد از عدم توسعه یافتگی راه های این شهرستان شاخص توسعه راه های شهری و روستایی در شهرستانهای خلخال و کوثر را کمتر از 30 درصد برشمرد و بر ضرورت ارتقا این شاخص تاکید کرد.

نماینده مردم خلخال و کوثر در مجلس متوسط شاخص توسعه راه های شهری و روستایی استان را 60 درصد اعلام کرد و افزود: وضعیت راه های مواصلاتی در شهرستانهای جنوبی استان اردبیل غیر استاندارد و نامناسب است و باید برای این مشکل چاره اندیشی کرد.

منظره طبیعی مجسمه ابوالهول اهرام مصر در کاغذکنان

مهدي لطفي

۱۳۸۸/۹/۲۱

۱۴:۵۳

منظره طبیعی مجسمه ابوالهول اهرام مصر در کاغذکنان

از دو کیلومتری جاده آقکند به قره بلاغ در بخش کاغذکنان جاده ای به سمت شمال شرق کاغذکنان منشعب می شود که پس از طی 4 کیلومتر به روستای سرسبز و با صفایی به نام حاجمیر می رسیم. این روستا در بین دو رودخانه محلی که با هم حاجمیر چایی بزرگترین رودخانه فصلی بخش کاغذکنان را تشکیل می دهد قرار دارد. در ورودی روستا بالای تپه قبر امامزاده محمد از نوادگان امام صادق واقع شده که متأسفانه چند سال پیش توسط عده ای کوردل و سارق اشیای باستانی تخریب شده است. در ضلع شرقی روستا خانه های قدیمی قرار دارد و در ضلع غربی خانه های ویلایی به سبک جدید در حال ساخت می باشد خوشبختانه چند سالی است که افراد بومی روستا که برای کسب و کار به اجبار به تهران و شهرهای دیگر مهاجرت کرده بوده اند با ساخت منازل مسکونی و رفتن به آنجا در ایام تعطیلات و تابستان چهره ی جدیدی به این روستا داده اند . بیشتر اهالی روستای حاجمیر در تهران در بخش تولید و فروش پیچ و مهره در میدان قزوین و بازار آهن تهران مشغول بوده و از واردکننده گان مهم پیچ و مهره در کشور می باشند. روستای حاجمیر دارای تاریخ درخشان و آثار و محوطه های باستانی در اطراف روستا همه مؤید این واقعیت است. ملا کاظم حاجمیری از مشاهیر به نام منطقه کاغذکنان از شاگردان ملامحمدباقر خلخالی افتخاری از این روستا بوده که امیدواریم با همت تحصیل کرده گان و فرهنگیان حاجمیر آثار و دست نوشته های ایشان شناسایی و در دسترس عموم قرار گیرد. قدرت عزیز پور هنرمند و تصویرباف نامی کشور هم از هنرمندان این روستا می باشد که متأسفانه برای کاغذکنانیها ناشناخته است. روستای حاجمیر از تمامی امکانات رفاهی از قبیل آب و برق تلفن برخوردار بوده و تنها مشکل روستا راه شنی آن که انشاء الله آسفالت شود و لوله کشی گاز می باشد که خوشبختانه این روستا هم در لیست روستاهای برخوردار از گاز در طرح جدید لوله کشی گاز به کاغذکنان بوده که ظرف یک سال آینده به بهره برداری می رسد. بر طبق سرشماری مرکز آمار ایران در سال 1385 جمعیت این روستا 26 خانوار و 76 نفر بوده که در فصل بهار و تابستان به سه برابر آمار فوق اضافه می شود. نام روستای حاجمیر از معدود نامهایی در بخش کاغذکنان است که تلفظ گفتاری و ترکی آن با نوشتاری آن یکسان بوده و تفاوتی با هم ندارند.

با تشکر از آقای خدادوست از سرمایه داران و دوستدارن بخش کاغذکنان برای ارسال اطلاعات و عکس.

عکس زیر از مناظر طبیعی روستای حاجمیر بوده که به تک قارداش معروف است. و شباهت زیادی به مجسمه ابولهول در کنار اهرام مصر دارد.

روز آزادی میانه و آذربایجان / عبدالرحیم اباذری

صدای میانه

۱۳۹۵/۹/۲۱

۰۹:۱۶

21 آذر1325؛ روز آزادی میانه و آذربایجان / عبدالرحیم اباذری

21 آذر1325

روز آزادی میانه و آذربایجان

عبدالرحیم اباذری

جنگ جهانى دوم

سال 1320 ش آغاز شد و سرزمین آذربایجان ومیانه به اشغال قوای متفقین در آمد. این جنگ و اشغالگری حدود چهار سال به طول انجاميد و سال 1324 ش به پايان خودرسيد. برابر پيمان سه گانه سال 1321 ش- ميان آمريكا،انگليس و روسيه- نيروهاى نظامى متفقين پس از اتمام جنگ، بايستى در مدتى كمتر از شش ماه از ايران خارج مى‏شدند. به اين منظور دولتهاىآمريكا و انگليس در زمستان 1324، اين كشور را تخليه كردند اما چون دولت شوروى قصد ماندن و تصرف آذربايجان را داشت، از اين كارامتناع ورزيده و آن را تا اوائل سال 1325 به تأخير انداخت.

از سوى ديگر دولت ايران که هيچ‏گونه اشراف و مديريتى دراستان آذربايجان نداشت، فرصت خوبى به دست سردمداران دولتكمونيست شوروى داد و آنها هر گونه اقدام سياسى و تبليغاتى كه لازم بود دراين ايام به انجام رساندند و شمار زيادى از مزدوران آموزش ديده خود را به عنوان مهاجر به سوى شهرهاىآذربايجان از جمله ميانه گسيلداشتند و زمينه نفوذ هميشگى و مقدمات انضمام خطه آذربايجان به خاك روسيه را كاملاً فراهم آوردند.

در اين ميان اعضای حزب توده- مهمترين عامل روسيه در ايران- كه براى چنين روزى ساخته شده بودند وارد ميدان شدند. ولى چون بهاعتراف يكى از سر كرده‏ها، از همان بدو تأسيس اين حزب به خاطر نفرت و انزجار مردم مسلمان ناخواسته تبديل به يك مركز فرسوده و بى‏ خاصيت شده بود و گوشه انزوا اختيار كرده بود، از اين رو آنها نخواستند در اين فرصت هم فعاليتهاى خود را به نام همان حزب دنبال كنند.

بلكهعنوان را تغيير دادند تا هر چه زودتر خود را از ورطه نيستى و فراموشى نجات دهند. لذا روز سوم شهريور 1324 ش، جعفر پيشه‏ورى عاملكهنه ‏كار روسيه در ايران وارد تبريز شد. او با همكارى تنى چند از همفكران خود مانند: ميرزا على شبسترى و صادق پادگان كه پيش از آن آموزش لازم را در روسيه گذرانده بودند، اساس فرقه يا حزب دمكرات آذربايجان را پايه‏گذارى كرد و در روز دوازدهم شهريور همين سال بيانيه معروف آن را صادر كرد . اين بيانيه دوازده بند داشت و باجملات به ظاهر خوشايند و اميد برانگيز تنظيم يافته بود ولى با اندكى دقت به خوبى نقشه‏هاى پشت پرده آن، معلوم می شد . در ماده 1 و 4 ، موضوع حذف زبان فارسى و طرح جدايى آذربایجان از پيكر سرزمين اسلامى ايران ، با كمال گستاخى مطرح شده بود.

اشغال شهر ميانه

اين شهرستان به سبب موقعيت سوق‏الجيشى آن در نظر اشغال گران از اهميت ويژه‏اى برخوردار بود به همين جهت بيش از ساير شهرها مورد توجه آنها قرار مى‏گرفت چنانكه غلام يحيى دانشيان، شالوده حزب توده را در همين شهر پايه‏ريزى كرده بود.

روز 26آبان 1324، حمله نيروهاى مسلح فرقه دمكرات به پادگانهاى نظامى مناطق آذربايجان آغاز شد و در همين روز در مرحله نخست شهر ميانه به اشغال قواى آن حزب در آمد و اين در حالى بود كه هنوز ارتش روسيه در آذربايجان و ميانه حضور كامل داشت و آن را تخليه نكرده بودند.

علاوه يك روز قبل از تصرف ميانه، از سوى ارتش روسيه در تمام دهات و شهرهاى آذربايجان به هر يك از عناصر حزب كمونيستى توده ودمكرات، يك قبضه تفنگ برنو با دويست عدد فشنگ داده شده بود. برابر گزارشهاى مركز اطلاعات ارتش ايرانركن 2- تعداد آمار آن تنها در يكمنطقه به بيش از هشتاد هزار قبضه مى‏رسيد و در كل آذربايجان، يك ميليون قبضه اسلحه نو تخمين زده مى ‏شد.

در 21 آذر همان سال شهرتبريز مركز آذربايجان نيز سقوط كرد و گروه متجاسران با خيال راحت مشغول تصرف شهرهاى ديگر شدند. بلافاصله در همين روز حكومت بهاصطلاح خودمختار آذربايجان به رياست جعفر پيشه‏ورى در تبريز تشكيل جلسه داد و آقايان: الهامى، بى‏ريا، مهتاش، دكتر جاويد، رسولى،عظيما، كاويان، كبيرى، اورنگى و شبسترى به ترتيب به رياست وزارتخانه‏هاى: دارايى، معارف، كشاورزى، داخله- كشور-، اقتصاد، دادگسترى،جنگ، پست و تلگراف و تلفن، بهدارى و به رياست مجلس انتخاب شدند.

در اين جلسه جعفر پيشه‏ ورى علاوه بر نخست‏ وزيرى، مسؤوليتوزارت كار را نيز تا تعيين وزير به عهده گرفت. علاوه، مجلس به اصطلاح ملى آذربايجان نيز در اين روز با حضور نمايندگانى از شهرهاىمختلف آذربايجان و از جمله میانه تشكيل يافت.

حدود یک سال آذربایجان از جمله شهرستان میانه در تصرف ایادی دولت متجاوز روسیه شوروی بود ولی در این مدت هرگز نتوانستند در میان مردم جای باز کنند ودر نهایت روز21 آذر1325 مجبور به ترک این سرزمین شدند. هنگام فرار از میانه پل دختر (قیز کورپوسی )شهر میانه را هم شکستند وتا سند خیانت واشغالگری را به نسل های آینده از خود به یادگار گزارند. عناصر مقاومتی و رهایی

در باره خروج و فرار ایادی حزب توده‏ و دمكراتها از سرزمين آذربايجان و شهر میانه اغلب مورخان تنها به فشار وتهدید آمریکا به روسیه اشاره دارند ولی در این میان علل و عوامل دیگری هم وجودداشت كه در اين بخش به چند مورد آن اشاره مى‏ گردد:

1ـ دین، مذهب و فرهنگ مردم

يكى از عوامل مهمى كه ارتش سرخ شوروى و حزب دمكرات را از مردم آذربايجان نااميد ساخت و آنان را مجبور به ترك اين سرزمين كرد،اعتقاد سرشار مردم اين مرز و بوم به خدا و پيامبر و ائمه معصومين و تعصب شديد آنها نسبت به دين و مذهب و آداب و رسوم و فرهنگ اصيل خودبود.

اين مردم با ايمان در طول بيش از پنج سال در حالى كه پيوسته زير بمباران شديد تبليغاتى كمونيستى قرار داشتند، كوچكترين انعطافى از خودنشان ندادند، علاوه رفتار ناشايست و غيرانسانى اعضاى حزب توده و فرقه دمكرات چهره واقعى آنان را بيشتر آشكار ساخت و سبب شد مردم همچنان در اعتقادات ديرينه خود راسختر باشند.

ایادی دولت كمونيست شوروى پس از آن همه سرمايه‏گذارى، تهديد، كشتار دسته‏جمعى، ناگهان مشاهده كردند وقتى ايام عزادارى ماهمحرم فرا مى‏ رسد مردم آذربايجان بى‏اختيار به كوچه و بازار و خيابانها مى ‏ريزند و آسمان و زمين را از شور حسينى آكنده مى ‏كنند. آنها خود باچشمان حيرت ‏زده ديدند وقتى خبر رحلت مرجع تقليد شيعيان جهان حضرت آيت‏ اللّه‏ العظمى سيدابوالحسن اصفهانى در نهم ذيحجه 1365 برابربا 13 آبان 1325، از طريق محافل مذهبى انتشار يافت، چگونه مردم سراسيمه به بيرون از خانه‏ها ريختند و همه جا را يك پارچه سياهپوش كردند وبه رغم فضاى اختناق و وحشت تا چهلم آن مرد بزرگ، مجلس عزا و بزرگداشت برپا نمودند.

مردم هوشيار ميانه از هر گروه و جمعيتى كه بر ضد حزب توده و دمكرات فعاليت داشت استقبال مى‏كردند و بى‏درنگ عضو آن جمعيت و گروهمى‏شدند و يا در هر منزل و محفلى كه بوى ضديت با آن نظام ضد خدايى به مشام مى‏ رسيد، حضور يافته و نفرت و انزجار خود را به هر ترتيبآشكار مى‏ساختند. وقتى جمعيت خيريه در اين شهر تشكيل يافت. گرچه بنيانگذاران آن در اصل خوانين و ثروتمندانى هم چون سالار مظفرشقاقى‏ ها بودند و دولت مركزی هم از آنها پشتيبانى مى‏كرد و اينها فقط به خاطر حفظ اموال و املاك و موقعيت خود اين كارها را به راه انداخته بودند. ولى چون جنبه ضدكمونيستى داشت، اكثر مردم مسلمان ميانه از جمله برخى از بازاريان مؤمن و ريش سفيدان محل نيز با آنان نقطه مشترك داشتند، همكارىمى ‏كردند و تا پاى جان از خود ايثار، فداكارى و جانبازى هم نشان مى‏ دادند.

جمعیت خيريه در مدت اندكى توانست بيشترين عضو را در شهر ميانه به خود اختصاص دهد. اضافه بر آن در قريه‏ها و روستاهاىاطراف براى خود شعبه فعال باز كند و عضو بپذيرد.

به عنوان نمونه: در بهار 1324، هنگانى كه غلام يحيى دانشيان به همراه برخی دیگر از ميانهبه سوى روستاى ايشلق حركت مى‏كنند تا در آنجا به نفع حزب توده تبليغات و سخنرانى انجام دهند، نخست از طرف اهالى آن قريه پيغام اعتراض دريافت مى‏دارند كه از اين سفر خوددارى نمايند ولى چون آن دو به اين پيغامها توجه نكرده و عازم ايشلق مى‏شوند، در اين حال مردم آنجا واعضاى جمعيت خيريه به بيرون روستا هجوم آورده و آن دو نفر را قبل از اينكه به ايشلق برسند، گرفته و به هر كدام كتك مفصلى مى‏ زنند به طورىكه هر دوى آنها به مدت يك ماه در بيمارستان راه‏آهن ميانه بسترى مى‏ شوند.

دولت تا دندان مسلح شوروى اگر كوچكترين پايگاهى در ميان مردم سراغ داشت يا حداقل بى‏اعتنايى آنان را در مقابل اين تجاوزاحراز مى‏ كرد.

به اين آسانى تسليم تهديدهاى آمريكا نمى‏شد و هرگز به امثال قرارداد خودمختارى آذربايجان و يا اخذ امتياز نفت شمال قناعتنمى‏كرد و به يقين آن چيزى هم كه در آن روز به تهديدهاى آمريكا بر ضد شوروى كارآيى لازم را داد و روسيه را به عقب نشاند، همان حضور مردمو مبارزات سرسختانه و شكست‏ناپذير آن با مسلك كمونيستى و حكومت ضد خدائى بود.

2ـ حضور نافذ روحانيت

مبارزات بى ‏امان روحانيون شهرستان ميانه بر ضد اشغالگران كمونيستى در دو محور اساسى ادامه داشت. يكى در بخش‏ها و روستاهاى اطراف و ديگرى در خود شهر انجام مى ‏پذيرفت.

الف: محور شهرى: اين محور خود به جبهه‏هاى آتشين مختلف و در عين حال هماهنگ و يك صدا تقسيم مى‏شد، يك جبهه حوزه علميه شهرمتشكل از مؤسس، اساتيد و طلاب جوان و پرشور آن بود. هنگامى كه بمباران هوايى ميانه، توسط بمب ‏افكنهاى روسى انجامگرفت مردم به روستاهاى اطراف پناه بردند و آيت ‏اللّه‏ آقاميرزا ابومحمد حجتى مؤسس حوزه نيز با اساتيد و شاگردان، حوزه علميه را به روستاىپورسخلو انتقال دادند، ولى آنها فقط ماه مبارك رمضان را در آنجا ميهمان بودند پس از اتمام اين ماه بلافاصله به شهر برگشتند و مردم را در خصوصفتنه ‏هاى اخير كمونيستها روشنگرى كردند. زبان گوياى اين جبهه، يكى از اساتيد معروف آن ، مرحوم حجت‏الاسلام و المسلين حاجميرزا مهدى جديدى بود.

اين روحانى مبارز با سخنرانيهاى بسيار گيراى خود به افشای جنایت های اشغالگران مى‏پرداخت و مردم را از هدف و ماهيت پليد آنانآگاه مى ‏نمود كه البته در كنار وى طلاب جوان و پرشور نيز در جهت روشنگرى اذهان مردم به طور پراكنده به فعاليتهاى ضدكمونيستى اقداممى‏ كردند كه يكى از اين طلاب، آقا ميرزا على احمدى ميانجى بود كه آن روزها در فرصتهاى مناسب با سخنرانيهاى خويش مردم را به وظيفه شرعىو سياسى خود آشنا مى‏ ساخت. او اگر چه اين ايام در شهر قم به سر مى‏ برد زيرا وى از سال 1363 ق به قصد تحصيل معارف عالى اسلامى به آنشهر مقدس هجرت كرده بود ولى در ماه ذيحجه 1365، به همراه دوستش آقا شيخ حسين ربانى نقابى- كه وى نيز در آن زمان طلبه جوان و پرشورىبود به وسيله قطار به شهر ميانه برمى‏ گردند، تا ماه محرم و صفر را در كنار مردم اين شهر باشند و اين در حالى اتفاق مى‏افتاد كه سردمداران حزبدمكرات حدود يك سال بود شهر ميانه را تصرف كرده و فعاليتهاى ضددينى و سركوب مردم را به اوج خود رسانده بودند. آن دو طلبه جوان بهشهر وارد شده و يك راست خود را به منزل حضرت آيت‏ اللّه‏ حاج شيخ لطفعلى زنوزى - مى ‏رسانند، وقتى در را مى‏ كوبند حضرت آيت‏ اللّه‏ خوددر را به روى آن دو باز كرده و از ديدارشان خوشحال مى ‏گردد. پس از احوالپرسى، استراحت و آگاهى از اوضاع شهر به ديدار آيت‏ اللّه‏ ميرزاابومحمد حجتى و ساير اساتيد و علماى شهر مى‏شتابند آن گاه آقا شيخ حسين ربانى عازم زادگاه خود، روستاى نقاب مى‏شود تا در ايام محرم باسخنرانيهاى روشنگرانه خويش مردم آن منطقه را به وظايف دينى خود آشنا ساخته و آنها را به مقاومت و پايدارى دعوت كند. از سوى ديگرآقاميرزاعلى احمدى نيز چند روزى در شهر ميانه به منبر مى‏رود ، بعد شهر ميانه را به جانب زادگاه خويش منطقه اوچ تپه ، روستای پورسخلو ترك مى‏گويد و در آنجا به جبهه اوچ تپه كه رهبرى آن را پدر گرانقدرش ثقه ‏الاسلامملاحسينعلى احمدى بر عهده داشت، مى‏ پيوندند.

در جبهه دوم اين شهر عالم مجاهد، آيت‏اللّه‏ حاج شيخ هادى نيرى حضور دشمن شكن داشت و يك تنه سنگر بزرگى بر ضد مسلك و مرامتوده ‏ايها و دموكراتها گشوده بود. اين جبهه سابقه ديرينه داشت.

آيت ‏اللّه‏ نيرى پيش از آن كه روسها و توده‏ايها به شهر ميانه بيايند و آن را تصرف كنندهمواره با ايادى و عوامل آنان به بحث و گفت‏وگو مى‏نشست به همين خاطر نام اين عالم مبارز از خيلى وقت پيش در ميان افراد حزب توده بر سرزبانها افتاده و آنها به طور جدى از فعاليتهاى وى در هراس و اضطراب به سر مى ‏بردند در يكى از روزها قبل از اشغال شهر ميانه، یکی از ایادی آنان كه از ماجراى هجوم و تصرف در آینده به طور كامل اطلاع داشت، در ميان بازار جلوى مغازه خود هنگام بحث همسايگان ايستاده و با صداى بلند و به صورت تمسخرآميز اظهار داشته بود:

«... كم مانده كه قرآن و مفاتيح حاج شيخ هادى را زير بغلش بگذاريم و او را از ايستگاه راه‏آهن، سوار قطار كرده و به سمت شهر قم روانه‏اش سازيم، تا هم خود راحت بشود و هممردم ميانه را به حال خود واگذارد...»

پس از تصرف شهر ميانه، خانه محقر اين عالم مبارز به ستاد مبارزه با مسلك ضدخدائى كمونيستها تبديل گشت و هر روز علاوه بر فعاليتهاىفرهنگى، سياسى، مردم با ايمان در آنجا حضور مى‏يافتند و براى نابودى اشغالگران و رفع غائله، مجلس دعا برپا مى‏داشتند كه اين مجالس براىتوده مردم بسيار اميد و نشاط مى‏آورد و نسبت به سردمداران اشغالگر هم خيلى شكننده بود. چنانكه پس از مدتى چند تن از علاقه‏مندان وى نسبتبه جان آيت‏ اللّه‏ نيرى احساس خطر كردند و با اصرار فراوان او را به طور موقت به شهر قم انتقال دادند. ولى او اندكى بعد دوباره به شهر ميانهبازگشت و به فعاليتهاى مذهبى و سياسى خود همچنان ادامه داد.

جبهه سومى كه درگوشه ديگرى از شهر ميانه واقع در محله قبه نه‏نه قامت ايمان و استقامت برافراشته بود، رهبرى آن را آيت‏ اللّه‏ حاج ميرحسين حججى برعهده داشت. وى نيز چون از دوازدهم محرم‏ الحرام 1359، از جانب آيت ‏اللّه‏ العظمى سيدابوالحسن اصفهانى اجازه ‏نامه داشت به امورمذهبى و سياسى مردم و منطقه رسيدگى مى‏كرد و به همين خاطر جزو آن معدود شخصيت‏هايى به شمار مى‏رفت كه در پوشيدن لباس روحانيت مجاز شده بود. اين عالم فداكار به رغم اصرار دوستان و بستگان، چه در بمباران هوايى و چه در غائله حزب توده، هرگز حاضر نشد لحظه‏اى شهر ومنزل خود را ترك گويد و از آنجا خارج شود و يا حداقل منزلش را تغيير دهد، بلكه همچنان در خانه محقر و سنگر خود محكم و استوار باقى ماند.از طرفى چون سردمداران حزب دمكرات از حضور اين عالم سلحشور در شهر و عدم خروج وى از ميانه، اطلاع پيدا مى‏كنند به همراه تنى چند و باراهنمايى عباسعلى پنبه‏اى به منزلش آمده و از وى درخواست ملاقات مى‏ كنند. در اين هنگام كه چند تن از دوستان و همسايگان در آن منزل حاضربودند، آيت ‏اللّه‏ حاج ميرحسين حججى به آنها اجازه ورود مى‏دهد، ولى قبل از شروع بحث، به يكى از نزديكان سفارش مى‏كند تا هر چه زودترريش سفيدان و معتمدين محل را هم خبر كنند تا آنها نيز در اين جلسه حضور داشته باشند. به هر حال بحث و گفت‏وگو با حضور آنها به عنوان ناظرآغاز مى‏گردد. يكى از اعضا ابتدا با طرح مقدمه‏اى از وى مى‏خواهد با آنها همكارى داشته باشد كه اين پيشنهاد بلافاصله از جانب ايشان مردودشمرده مى‏شود. بعد از وى درخواست مى‏كند حداقل در باره اين ماجرا بى‏ طرف بماند و موضع‏گيرى نداشته باشد كه اين پيشنهاد نيز مورد قبولواقع نگشته و به شدت رد مى‏ گردد. آنها وقتى برخورد آيت ‏اللّه‏ حججى را اين چنين محكم و استوار مى‏بينند، ديگر حرفى براى گفتن پيدا نمى‏كنندآن گاه اين عالم نستوه رشته سخن را به دست گرفته و از باب نصيحت و خيرخواهى در بخشى از سخنان خود به آنها چنين مى‏گويد:«... مردم اين خطه مسلمان هستند و هرگز گول تبليغات فريبنده شما را نخواهند خورد. پس بهتر است هر چه زودتر مردم اين ديار را به حال خود واگذاريد و منطقه را ترككنيد...»

لحن سخنان آقا در اين جلسه به قدرى قاطع و حماسى بود كه بعد از رفتن آنان، برخى ازدوستان و نزديكان به پايش مى‏افتند و خواهش مى‏كنند تا مقدارى كوتاه بيايد و جان خود را اين قدر بى‏ محابا به خطر نياندازد ولى او در جواباحساس مسؤوليت و انجام وظيفه را مطرح كرده و آن دو را بر همه چيز مقدم مى‏ شمارد.

در زمان رحلت حضرت آيت‏ اللّه‏ العظمى حاج سيدابوالحسن اصفهانى كه در تاريخ نهم ذيحجه 1365 و 13 آبان 1325 و در مقطع بسيار بحرانىاين غائله اتفاق افتاد. اين عالم نستوه با اين كه درست هفتاد سال داشت و فقط با تكيه بر عصا مى‏ توانست قدم بردارد بلافاصله با پاى پياده خود را بهبازار شهر مى‏رساند و در جلوى مغازه مرحوم آقاى حاج ميرصدرالدين ميرصمدى ايستاده و خبر رحلت مرجع تقليد شيعيان جهان را به مردم

اعلام مى ‏كند آنگاه از تجاز مى‏ خواهد محل كسب و كار خود را تعطيل كرده و در مسجد جامع تجمع نمايند تا مجلس بزرگداشت به همين مناسبتبرگزار شود. مجلس با همت آيت‏اللّه‏ حججى و با حضور ساير روحانيون و طبقات مختلف مردم با شكوه خاصى انجام مى‏پذيرد و بهپيشنهاد اين روحانى فداكار تا چهلم ادامه پيدا مى‏كند كه اين ابتكار بيش از پيش سردمداران حكومت به اصطلاح خودمختار آذربايجان را به خشم واداشت.

در جلسه‏ اى يكى از آنها خطاب به حاضران گفته بود كه فعاليتهاى اخير وى در باره برگزاری مراسم ختم، همه زحمات يك ساله ما را تحت‏الشعاع قرار داده است. اين بود كه نام وى در ليست سياه قرار مى ‏گيرد ولى بهخاطر نفوذ و محبوبيتى كه اين عالم گرانقدر در دل مردم داشت، بايستى در نحوه دستگيرى او دقت لازم را مراعات مى‏كردند، از اين رو، وقتى وىدر يازدهم محرم 1366 برابر 16 آذر 1325 به خاطر شركت در مراسم عزادارى سالار شهيدان عازم زادگاه خود، روستاى گوندوغدى از توابعنزديك ميانه بود، مى‏شود و بعدازظهر همان روز هم مى‏خواست برگردد، سردمداران حزب دمكرات از فرصت استفاده كرده تصميم مى‏گيرندهنگام برگشت از آنجا در ميان راه به طور مخفيانه دستگير كرده و از همانجا او را به سمت روستاى ورزقان محل بازداشتگاه و زندان حكومتاشغالگران، انتقال دهند. آنها با يك كالسكه و چند نفر مسلح از راه جاده شوسه به سمت روستاى گوندوغدى حركت كرده و در ميان راه تا غروب به انتظار مى‏نشينند ولى هيچ خبرى از وى مشاهده نمى‏كنند زير آيت‏اللّه‏ حججى هنگام برگشت ناخودآگاه از راه ديگر- مال‏رو- به سوى ميانه آمدهبود، به اين ترتيب تيرشان به سنگ مى‏خورد و ديگر فرصت چنين خيانتى را هرگز پيدا نمى‏ كنند. چون درست فرداى آن روز اساس حكومتخودمختار به هم مى‏ ريزد و سردمداران آن شهر ميانه را ترك كرده و پا به فرار مى ‏گزارند.

ب: محور بخشى: در اين محور نيز اگر درست تحقيق و بررسى بشود جبهه‏ هاى متعددى مى‏ توانند وجود داشته باشند. يكى از مهمترين آنها،جبهه روستاى اشلق است كه به سرپرستى عالم جهادگر آيت‏ اللّه‏ حاج ميرزا حسن انصارى اداره مى‏ شد. وى علاوه بر زادگاه خود ساير قريه ‏هاىاطراف را هم در جهت ستيز با افكار و عقايد انحرافى كمونيستها، روشنگرى مى‏كرد و لحظه‏اى در اين راه آرام نمى ‏گرفت. در سايه تلاشهاىبى‏وقفه اين روحانى دردمند روستاى اشلق ناگهان به يك مركز توفنده بر ضد اشغالگران تبديل گشت. چنان كه صحنه افتخارآميز اهالى اين روستادر برابر افزون طلبى‏هاى غلام يحيى دانشيان و عباسعلى پنبه‏اى كه منجر به كتك خورده و در نهايت بسترى شدن آن دو در بيمارستان راه ‏آهن گرديد، در اثر همين رهبريهاى بسيار شجاعانه و قاطعانه وى در اين منطقه بود. به همين خاطر نيز جمعيت خيريه توانست در ميان بيشتر روستاهابيشترين عضو را از اشلق به خود اختصاص بدهد و شعبه اين جمعيت در اشلق يكى از موفق‏ترين و پرتلاش‏ترين شعبه‏ها به شمار آيد.

جبهه پرتحرك ديگرى نيز در روستاهى تَرك واقع در 29 كيلومترى شمال ميانه، قرار داشت. اين جبهه به ابتكار خردمندانه عالم توانا و مجتهدفرزانه، آيت‏اللّه‏ حاج شيخ محمدباقر ملكى راه‏اندازى شده بود و با سبك خاصى اداره مى‏گشت. اين فقيه مجاهد همواره عَلَم مبارزه با اشغالگرانبى‏دين را در منطقه به دوش داشت و پرده از چهره خائنانه آنان كنار مى‏زد. او در يك جبهه با كمونيستها درگير بود و همزمان در جبهه ديگر فرصتسؤاستفاده را از دست خانهاى ظالم مى‏ربود. وقتى جمعيت خيريه دعوت به همكارى گرديد، چون اين همكارى را به نوعىدر جهت تقويت خانهاى منطقه تشخيص مى‏داد لذا به هيچ وجه با اين جمعيت كنار نيامد و به آن نپيوست و بلكه خود به صورت مستقل و يك تنه باسردمداران حكومت خودمختار ستيز آغازيد و البته مردم با ايمان منطقه نيز به خاطر اعتماد قلبى كه به ايشان داشتند، پشت سر وى قامتبرمى‏ افراشتند و جان بر كف آماده فداكارى مى‏ شدند. بنابر اين نقش اين عالم بزرگ و روشنگرى اذهان مردم منطقه و مقاومت آنها در برابراشغالگران، بسيار عميق، ارزنده و غيرقابل انكار است. او با الهام از رهنمودهاى استاد بزرگوارش مرحوم آيت‏اللّه‏ العظمى ميرزا مهدى غروىاصفهانى كه طى نامه‏اى در اين ايام، وى را به صبر و پايدارى و نشر فرهنگ اهلبيت و ترويج ياد و نام امام زمان(عج) در ميان مردم دعوت كردهبود، به رهبرى و هدايت مردم اين منطقه همت گماشت. آن زمان كه قحطى و گرسنگى سرزمين آذربايجان را از رونق و شكوفايى انداخته واغلب مردم آن را در آستانه نابودى قرار داده بود با درايت و تدبير اين عالم فداكار از خسارتهاى جانى و فشارى روحى اين حادثه ناگوار به شدتكاسته شد. آيت ‏اللّه‏ ملكى با ارسال نامه‏ هايى به نجف اشرف و تبريز، پيرامون مصرف وجوه شرعيه نسبت به مستمندان و كسانى كه در اثر كمبود مواد غذايى در معرض نابودى قرار گرفته بودند، از محضر مرجع تقليد شيعيان جهان حضرت آيت‏اللّه‏ العظمى سيدابوالحسن اصفهانى و آيت‏اللّه‏ آقا ميرزا فتاح شهيدى (صاحب شرح مكاسب)، استفتاء نمود. وقتى اجازه وكالت از آنان دريافت كرد هيأتى متشكل از افراد نيكوكار تشكيل داد كهآنها به روستاهاى اطراف مى‏رفتند، اشخاص محتاج و مستمند را شناسايى كرده و به وضع اقتصادى آنان كمك و رسيدگى مى ‏نمود و بدين ترتيبوضع نابهنجار مردم منطقه، بهبودى نسبى يافت و آنان نسبت به آينده و ادامه زندگى اميدوار شدند.

در اين ميان جبهه ديگرى نيز در منطقه اوچ تپه وجود داشت. اين جبهه با درايت و مديريت ثقه ‏الاسلام آخوندملاحسينعلى احمدى اداره مى‏ شد.

در اين جبهه مردم اوچ تپه سراپا گوش به فرمان اين شخصيت مذهبى بودند كه در سايه رهبريهاى شجاعانه وى،افكار و عقايد انحرافى توده‏ايها هرگز نتوانستند در اين منطقه نفوذ قابل توجهى داشته باشد چنان كه در طول اين غائله خطرناك، از اين ناحيه فقطيكى دو نفر لباس به اصطلاح فدائى به تن كرده و به عضويت حزب دمكرات در آمده بودند. نفوذ معنوى آخوند ملاحسينعلى در منطقه اوچ تپه بهقدرى وسيع و عميق بود كه سردمداران حكومت خودمختار را به هراس و اضطراب وا داشته بود، علاوه خانها و ارازل و اوباش نيز به خاطر حضورقاطعانه او در آنجا نمى‏توانستند پاى خود را گليم خويش بيرون بگذارند. 3ـ هيأت‏هاى عزادارى يكى ديگر از عوامل مهمى كه در رشد و آگاهى مردم تأثير به سزايى داشت و شور و احساسات مذهبى آنها راب ر ضد مرام باطل كمونيستىبرمى‏انگيخت، وجود حماسه‏ساز هيأتهاى عزادارى در كوچه پسكوچه‏ها و محله‏هاى معروف اين شهر بود. به خصوص در اواخر اين ايام بسياردشوار، كه هنوز دهه اول ماه ذيحجه بود و ماه محرم آغاز نگشته بود ولى رحلت حضرت آيت‏اللّه‏ العظمى حاج سيدابوالحسن اصفهانى، ماه ذيحجهرا هم به عزا نشاند. در اين هنگام دستجات عزادارى خيلى زودتر از سالهاى قبل مراسم خود را شروع كردند و شدت احساسات و عواطف مذهبىدر ميان آنها به مراتب بالاتر و عميق‏تر از سالهاى پيشين بود. علاوه از نظر محتوا و كيفيت هم به طور چشمگيرى معنادار و جهت دار شده بود. بهطور كلى تكيه‏ها و هيأتهاى عزادارى به صورت خودجوش تبديل به سنگرهاى بسيار مستحكم بر ضد نظام كمونيستى و سردمداران آن شده بود وعزاداران در آنجا فعاليتهاى سياسى مستمر داشتند، چنانكه انتخاب مضامين نوحه‏ها، تركيب جمله‏بندى در اشعار و كيفيت برگزارى مراسم، همهدر چارچوب مسائل سياسى و مذهبى روز دور مى‏ زد.

به عنوان مثال يكى از اشعارى كه در آن روزها به صورت نوحه و سينه ‏زنى در محافل عزداران و حسينيه ‏هاى شهر ميانه مورد استفاده قرارمى‏گرفت، اشعار زير بود:

نور نله خدا ايله منور بوجهانى

قور تار بوضلالتن ها مى پير و جوانى

طغيان ايليوب ظلمده چوخ اهل ضلالت

تغيير تاپوب بدعتلن امر شريعت

بالمره گيدوب نور دو توب عالمى ظلمت

گوستر بزه اول آيينه غيب نما نى

قالموب او قدر ظلمه پامال اولا اسلام

اسلامدن عالمده قالوب ظاهرى بر نام ت

ا صاحب الامر الماسا دوتماز كوكل آرام

گوندر گله يارب او شهى كون و مكانى و ....

مضمون و محتواى كلى اشعار فوق به گونه كنايه اين بود كه خدايا تجاوز و غارتگرى يك مشت آدمهاى گمراه، سبب نابودى دين و مذهب تو شده است و تاريكى و گمراهى همه جا را فرا گرفته است بنابر اين هر چه زودتر با نور خود و با ظهور امام زمان(عج) جهان را روشنايى مجدد فرما ومردم اين سرزمين بزرگ اسلامى را از گمراهى و ظلم و حكومت كمونيستى رهايى بخش.

اين اشعار در هيأتهاى مختلف سينه ‏زنى با سبك و آهنگ خاصى اجرا مى‏شد كه شور و حال عجيب و توصيف ناپذيرى در ميان عزادارانحسينى و همه حاضران و شنوندگان به وجود مى‏آورد و از سوى ديگر محافل كمونيستى و اشغالگران را نيز به ترس و اضطراب وا مى‏ داشت.

عنصر سه گانه اساسى‏ترين عاملى بود كه در نهايت توانست پشتدشمن را به خاك بمالد و آنها را مجبور به ترك كند فعاليتهاى اين عناصر اختصاص به شهر ميانه نداشت.

در سرتاسرشهرهای آذربايجان وضع به همينصورت بود. البته رهبری این حرکت بر عهده روحانيت و حوزه‏هاى علمي بود که ايمان مردم و هيأتهاى مذهبى را به سمتخاكريزهاى دشمن هدايت مى‏ كرد و خود نيز در خط مقدم حضور جاودانه داشت .

با فرار جعفر پيشه‏ ورى و غلام يحيى دانشيان- سران حكومت خودمختار- از مرز جلفا به شوروى و پناهنده شدن آن دو به كاخكرملين، غائله غم انگيز آذربايجان نيز به پايان خود رسيد. هم چنين تا آخر آذرماه 1325، سرزمين غبار گرفته آذربايجان از وجود عناصر ماجراجو براى هميشه پاك سازى گرديد و مردم مسلمان اين ديار يك بار ديگر قدرت مذهب و فرهنگ خود را اين چنين پيروز و سربلند به نظاره نشستند.

منبع : انقلاب اسلامی در شهرستان میانه.

افزایش دانشگاه‌های ایرانی در بیشتر نظام‌های رتبه‌بندی موضوعی جهان

تکرار نام دانشگاه‌های ایران در همه رتبه‌بندی‌های موضوعی به جز «رتبه‌بندی موضوعی علمی دانشگاه‌های جهان»، افزایش داشته است.

نظام‌های رتبه‌بندی در آغاز شکل‌گیری، نمای فراگیری از مؤسسه‌ها ارائه می‌کردند و آن‌ها را از همه جنبه‌ها و مانند یک کل ارزیابی می‌کردند؛ ولی در چند سال گذشته بسیاری از این نظام‌ها، مؤسسه‌ها را در زمینه‌های گوناگون علمی نیز ارزیابی و رتبه‌بندی می‌کنند.

این شیوه جدید رتبه‌بندی برای پاسخ‌گویی به نیاز کاربرانی پدید آمده است که به دنبال آگاهی از جایگاه یک مؤسسه در یک زمینه ویژه هستند.

برخی از این نظام‌ها، ارزیابی زمینه‌های گسترده علمی را مانند علوم انسانی و اجتماعی، فنی و مهندسی و پزشکی را در دستور کار دارند و برخی دیگر نیز زمینه‌هایی ویژه مانند شیمی، ریاضی، هوش مصنوعی، مردم‌شناسی و پرستاری را در مؤسسه‌ها می‌سنجند.

سامانه نمای ایرانداک در آخرین گزارش خود، وضعیت جهانی دانشگاه‌های ایران را در رتبه‌بندی‌های موضوعی جهانی اعلام کرده است:

رتبه‌بندی جهانی موضوعی دانشگاه‌های «مؤسسه آموزش عالی تایمز»

مؤسسه آموزش عالی تایمز در ویرایش ۲۰۲۳ خود که در سال ۲۰۲۲ منتشر شده است، نام ۶۶ مؤسسه ایرانی را در فهرست مؤسسه‌های برتر جهان در ۱۰ زمینه گوناگون علمی آورده است و در روی هم ۱۶۷ بار نام این مؤسسه‌ها در زمینه‌های علمی تکرار شده است.

افزایش دانشگاه‌های ایرانی در بیشتر نظام‌های رتبه‌بندی موضوعی جهان

بر اساس این رتبه‌بندی، دانشگاه فردوسی مشهد با برتری در ۹ زمینه علمی، دانشگاه تهران و اصفهان با برتری در ۸ زمینه علمی و دانشگاه شهید بهشتی با برتری در ۷ زمینه علمی عملکرد برجسته‌تری در برابر دیگر مؤسسه‌های ایرانی داشته‌اند.

این ۱۰ زمینه علمی شامل «هنر و علوم انسانی»، «کسب‌وکار و اقتصاد»، «علوم‌پزشکی بالینی، پزشکی پایه و بهداشت»، «علوم رایانه»، «علوم تربیتی»، «علوم زیستی»، «علوم فیزیکی»، «مهندسی و فناوری»، «حقوق و روانشناسی» و «علوم اجتماعی» هستند.

این نظام رتبه‌بندی موضوعی مؤسسه‌های جهان را بر اساس شاخص‌های استنادها، درآمد‌های صنعتی، چشم‌انداز جهانی، پژوهش و آموزش ارزیابی می‌کند.

رتبه‌بندی موضوعی علمی دانشگاه‌های جهان

نظام رتبه‌بندی دانشگاه‌ها بر پایه عملکرد علمی آن‌ها با نام شانگ‌های شناخته می‌شود. این نظام رتبه‌بندی در تازه‌ترین ویرایش خود (سال ۲۰۲۲)، مؤسسه‌های جهان را در زمینه‌های گوناگون علمی ارزیابی و رتبه‌بندی کرده است.

در این فهرست ۳۴ مؤسسه ایرانی حضور دارند که در زمینه‌های علمی گوناگون، روی هم ۱۴۳ بار نامشان در فهرست مؤسسه‌های برتر آمده است.

در ویرایش پیشین این نظام رتبه‌بندی (در سال ۲۰۲۱)، ۳۴ مؤسسه ایرانی حضور داشتند و نام‌ها در زمینه‌های گوناگون علمی ۱۶۳ بار تکرار شده بود. با وجود این‌که تعداد مؤسسات ایرانی حاضر در این نظام رتبه‌بندی نسبت به سال گذشته تغییری نداشته، ولی تکرار نام مؤسسه‌ها در زمینه‌های علمی گوناگون، کاهش داشته است.

رتبه‌نبدی موضوعی شانگ‌های مؤسسه‌ها را در ۵۴ زمینه علمی شامل ۸ زمینه در علوم طبیعی، ۴ زمینه در علوم زیستی، ۲۲ زمینه در مهندسی، ۶ زمینه در علوم پزشکی و ۱۴ زمینه علوم اجتماعی، رتبه‌بندی می‌کند.

این رتبه‌بندی مؤسسات را بر اساس ۵ شاخص «شمار انتشارات در نشریه‌های چارک اول»، «تاثیر استنادی نرمال‌شده»، «همکاری/ هم‌نویسندگی جهانی»، «انتشارات باکیفیت منتشر شده در نشریه‌ها و همایش‌های برتر» و «جایزه‌های مؤسسه» ارزیابی می‌کند.

رتبه‌بندی حوزه‌ای جهانی دانشگاه‌های «کیو. اس.»

بر اساس ویرایش ۲۰۲۳ نظام رتبه‌بندی حوزه‌ای کیو. اس. هفت مؤسسه ایرانی در فهرست بیش از ۵۰۰ مؤسسه برتر حوز‌های علمی مختلف قرار گرفته‌اند. نام این مؤسسه‌ها روی هم ۱۰ بار در زمینه‌های علمی گوناگون تکرار شده است.

نظام رتبه‌بندی حوزه‌ای کیو. اس. مؤسسه‌های پیشروی جهان را در ۵ حوزه هنر و علوم انسانی، مهندسی و فناوری، علوم زیستی و پزشکی، علوم اجتماعی و مدیریت ارزیابی می‌کند. شاخص‌های ارزیابی این نظام رتبه‌بندی، ۵ شاخص شبکه بین‌المللی پژوهش، شاخص اچ استناد، سرانه استناد به انتشارات، آوازه دانشگاهی و آوازه شغلی است.

بر اساس آخرین ویرایش رتبه‌بندی کیو. اس. دانشگاه هاروارد در حوزه‌های هنر، علوم انسانی، علوم زیستی و پزشکی، علوم طبیعی و علوم اجتماعی و مدیریت در جایگاه نخست جهانی است. دانشگاه ام. آی تی نیز در حوزه مهندسی و فناوری جایگاه نخست جهان را به‌دست آورده است.

رتبه‌بندی موضوعی جهانی دانشگاه‌های کیو. اس

بر اساس ویرایش ۲۰۲۳ نظام رتبه‌بندی موضوعی کیو. اس. ۱۶ مؤسسه برتر در زمینه‌های گوناگون علمی جای گرفته‌اند و نام این مؤسسات ۷۹ بار در سیاهه مؤسسه‌های برتر در زمینه‌های گوناگون علمی تکرار شده است.

دانشگاه تهران ۱۷ بار، دانشگاه صنعتی شریف ۱۱ بار و دانشگاه صنعتی امیرکبیر ۸ بار در فهرست مؤسسه‌های برتر در زمینه‌های گوناگون علمی جای گرفته‌اند و عملکرد درخشان‌تری در برابر دیگر مؤسسه‌های ایرانی داشته‌اند.

نظام رتبه‌بندی موضوعی کیو. اس. مؤسسه‌های پیشرو دنیا را در ۵۱ زمینه علمی از تاریخ و زبان‌شناسی گرفته تا ستاره‌شناسی و دریانوردی ارزیابی می‌کند.

بر اساس ویرایش ۲۰۲۳ میلادی نظام رتبه‌بندی موضوعی کیو. اس. دانشگاه‌های ام. آی. تی، هاروارد و آکسفورد در تعداد بیشتری از زمینه‌های علمی در جایگاه اول جای گرفته‌اند.

رتبه‌بندی موضوعی دانشگاه‌ها بر پایه عملکرد علمی

بر اساس گزارش سالانه نظام رتبه‌بندی موضوعی «یورپ» در سال ۲۰۲۲ میلادی، ۴۱ مؤسسه ایرانی در فهرست مؤسسه‌های برتر در زمینه‌های علمی قرار گرفته‌اند و نامشان ۶۳۶ بار در این فهرست تکرار شده است.

بر اساس این رتبه‌بندی تعداد تکرار نام مؤسسات ایرانی در زمینه‌های مختلف علمی نسبت به سال گذشته، افزایش بسیار زیادی داشته است.

دانشگاه تهران در ۴۴ زمینه، دانشگاه علوم پزشکی تهران در ۳۴ زمینه، دانشگاه صنعتی امیرکبیر در ۳۲ زمینه و دانشگاه تربیت مدرس در ۳۱ زمینه، عملکرد برجسته‌تری در برابر دیگر مؤسسه‌های ایرانی داشته‌اند.

این نظام رتبه‌بندی مؤسسه‌های دنیا را در ۷۸ زمینه علمی و بر اساس ۶ شاخص کمی «تعداد مقالات»، «استنادات»، «انتشارات»، «همکاری جهانی»، «تاثیر پژوهشی» و «تاثیر استنادی» ارزیابی می‌کند.

رتبه‌بندی حوزه‌ای عملکرد مقاله‌های علمی دانشگاه‌های جهان

گزارش رتبه‌بندی حوزه‌ای مؤسسه‌های علمی توسط دانشگاه ملی تایوان تهیه می‌شود. بر اساس این گزارش در سال ۲۰۲۲ میلادی، ۱۹ مؤسسه ایرانی در فهرست ۵۰۰ مؤسسه برتر در حوزه‌های کشاورزی، پزشکی، مهندسی، علوم زیستی، علوم طبیعی و علوم اجتماعی حضور داشتند و نام این مؤسسه‌ها ۲۷ بار در زمینه‌های علمی گوناگون این فهرست آمده است.

عملکرد مؤسسات ایرانی در این رتبه‌بندی نسبت به سال گذشته بهبود داشته است.

دانشگاه تهران در چهار زمینه، دانشگاه علوم پزشکی تهران در سه زمینه و دانشگاه‌های تربیت مدرس و علوم پزشکی شهید بهشتی در دو زمینه عملکرد برجسته‌تری در برابر دیگر مؤسسه‌های ایرانی داشته‌اند.

این نظام رتبه‌بندی، بیشتر برون‌داد‌های پژوهشی و مقاله‌های پژوهشگران را مورد توجه قرار داده و عملکرد مؤسسه‌های جهان را در ۶ حوزه و بر اساس ۸ شاخص ارزیابی می‌کند.

بر اساس گزارش سال ۲۰۲۲ این رتبه‌بندی، دانشگاه هاروارد با پیشتازی در ۳ حوزه علمی، کارنامه درخشان‌تری نسبت سایر مؤسسه‌های جهان داشته است.

رتبه‌بندی موضوعی عملکرد مقاله‌های علمی دانشگاه‌های جهان

دانشگاه ملی تایوان در گزارش رتبه‌بندی موضوعی مؤسسه‌های علمی در سال ۲۰۲۲ میلادی، ۱۸ مؤسسه ایرانی را در سیاهه ۵۰۰ مؤسسه برتر در زمینه‌های گوناگون علمی شناسایی کرده است. نام مؤسسه‌های ایرانی، روی هم ۹۶ بار در زمینه‌های گوناگون علمی تکرار شده است.

تعداد مؤسسه‌های ایرانی در این فهرست نسبت به سال گذشته کاهش داشته، ولی حضور این مؤسسات در زمینه‌های گوناگون علمی افزایش داشته است.

دانشگاه تهران در ۱۴ زمینه، دانشگاه صنعتی شریف در ۱۰ زمینه و دانشگاه‌های تربیت مدرس، صنعتی امیرکبیر، صنعتی اصفهان و علوم پزشکی تهران در ۹ زمینه علمی در میان مؤسسه‌های برتر جهان جای گرفته‌اند.

این رتبه‌بندی بیشتر بر برون‌داد‌های پژوهشی و مقاله‌های پژوهشگران تمرکز دارد و مؤسسه‌های پیشرو دنیا را در ۲۷ زمینه علمی بر اساس سه معیار (بهره‌وری پژوهش، تاثیر پژوهشی و تعالی پژوهشی) و ۸ سنجه ارزیابی می‌کند.

رتبه‌بندی موضوعی بهترین دانشگاه‌های جهان «یو. اس. نیوز»

مؤسسه یو. اس. نیوز، علاوه بر رتبه‌بندی فراگیر، مؤسسه‌های جهان را در موضوع‌های گوناگون نیز ارزیابی و رتبه‌بندی می‌کند. این نهاد در گزارش رتبه‌بندی موضوعی بهترین دانشگاه‌های جهان، ۵۴ مؤسسه ایرانی را در سیاهه مؤسسه‌های برتر در زمینه‌های گوناگون علمی آورده است. روی هم، نام این ۵۴ مؤسسه ۲۹۷ بار در زمینه‌های گوناگون علمی در میان مؤسسه‌های برتر جهان آمده است.

نام دانشگاه‌های تهران و آزاد اسلامی (همه واحدها) در ۲۶ زمینه و دانشگاه علوم پزشکی تهران در ۲۱ زمینه علمی در میان مؤسسه‌های برتر جای گرفته‌اند.

رتبه‌بندی موضوعی دانشگاهی راوند

نظام رتبه‌بندی موضوعی دانشگاهی راوند، در گزارش سال ۲۰۲۲ خود، ۱۱ مؤسسه ایرانی را در سیاهه مؤسسه‌های برتر جهان در زمینه‌های گوناگون علمی شناسایی کرده و نام مؤسسه‌های ایرانی روی هم ۵۴ بار در زمینه‌های گوناگون علمی تکرار شده است.

دانشگاه‌های تبریز و الزهرا در هر ۶ زمینه علمی این نظام رتبه‌بندی جایگاه جهانی دارند و از این دیدگاه عملکرد بهتری در برابر دیگر مؤسسه‌های ایرانی داشته‌اند.

نظام رتبه‌بندی موضوعی دانشگاهی راوند مؤسسه‌های پیشروی جهان را در ۶ موضوع علوم انسانی، علوم زیستی، علوم پزشکی، علوم طبیعی، علوم اجتماعی و علوم فنی و مهندسی بر اساس چهار بعد ارزیابی می‌کند.

بررسی وضعیت دانشگاه‌های ایران در رتبه‌بندی‌های موضوعی نشان می‌دهد که تعداد و تکرار نام دانشگاه‌های ایران در همه رتبه‌بندی‌های موضوعی به جز «رتبه‌بندی موضوعی علمی دانشگاه‌های جهان»، افزایش داشته است.

ارزش نظام‌های رتبه‌بندی موضوعی در چند سال گذشته افزایش یافته است و کاربران بسیاری از سراسر جهان، به نتایج آن‌ها توجه دارند. این نظام‌های رتبه‌بندی می‌توانند در کنار رتبه‌بندی‌های فراگیر، ابزار‌های کارآمدتری برای ارزیابی مؤسسه‌های آموزش عالی فراهم کنند. با این وجود باید دانست که هر یک از این نظام‌ها، هدفی را دنبال می‌کنند و برای آگاهی از جایگاه درست مؤسسه‌ها، به بررسی نتایج نظام‌های گوناگون رتبه‌بندی نیاز است.

تیم المپیاد ستاره‌شناسی ایران موفق به کسب شش مدال طلا شد

دومین المپیاد ستاره شناسی در کشور روسیه برگزار شد و تیم المپیاد ستاره شناسی جمهوری اسلامی ایران با کسب شش مدال طلا دوم شد.

اعضای تیم المپیاد ستاره شناسی جمهوری اسلامی ایران حنانه خرم دشتی، آریا فاتح کرداری، اشکان فرخ زادی، یاسمن فرخی، محمدمهدی کشاورزی، علی نادری لردجانی بودند که هر شش نفر موفق شدند مدال طلای این دورهاز المپیاد را دریافت کنند.

دومین المپیاد ستاره شناسی با میزبانی روسیه به صورت حضوری و آنلاین از تاریخ ۲۲ لغایت ۳۰ آبان سال جاری در شهر سوچی روسیه برگزار شد بنیانگذار این مسابقات کشور روسیه است که دومین دوره این مسابقات نیز در سرزمین فدرال سیریوس برگزار شد.