مدیر فورجوک کیست؟! (بخش اول)

 

 

شخصیتیست ناشناخته، وی در فلات ایران همراه با همسر و پنج فرزند گودزیلا و سه فرزند دراکولایش زندگی میکند.کینه ای عجیب و دیرینه از متولدین دهه نود و هشتاد دارد.همچنین در مواقعی که با همسر خود در صلح و آرامش به سر میبرد بسیار خوش خلق و مهربان بوده و به راحتی جوک های کاربران سایت را تایید میکند.

 

کاریکاتور گودزیلا

 

اما زمانی که با همسر در جنگ بسر میبرد بسیار خشمگین بوده و جوک و مطلب احدالناسی را تایید نمیکند و به ان گونه خشمش را بر سر کاربران فلک زده خالی میکند.وی در کودکی علاقه وافری به هنر نقاشی داشت ولی پدر آن بزرگوار با زدن پس گردنی و فرمودن جملات گهربار مانند تو آخرش هیچ.....نمیشی وی را از اشتغال به این کار باز داشت.پس از تاسیس فورجوک وی تلاش کرد با طراحی لوگوی سایت یعی همان فیل بخت برشگته لیاقت و شایستگی خود را در نقاشی ثابت کند که با انتقاد های کاربران سایت بدجور خورد تو پرش و تا چند ماه افسردگی گرفته بود.به احتمال زیاد جناب آقای موحدی نیز دارای نسبت بسیار نزدیک با مدیر میباشد که جناب مدیر به راحتی پست های بودار(!!!!)ایشان را تایید میکند.ولی با همه این احوالات،ما مدیرو دوس داریم...بهش احترام میذاریم!!

.

.

.

مدیر:—_—

من: ★-★

خو چیکار کنیم،بیکاریم دیگه...

فرستنده : خاهَرِ هُدیٰ

منبع : 4جوک

 

تاثیر موز در تاریخ ایران !

 

بله، همین که عرض کردم، درست خواندید... فکر نکنید موز که موضوع نمی شود. اصلا «علم»؛ شک در بدیهیات است. چه اشکالی دارد، مگر وقتی نیوتن - برای فهمیدن جاذبه زمین - به سیب پرداخت فکر می کردید که چنین نتایجی دربر داشته باشد؟... البته که فکر نمی کردید! چون در آن زمان طبیعتا هنوز متولد هم نشده بودید.

 

اصلا شاید اگر اسحاق نیوتن در منطقه استوایی به دنیا آمده بود و جبر جغرافیایی نبود، شاید در موز تدقیق می کرد و به هزار نتیجه دیگر می رسید، جذاب تر از جاذبه زمین.

 

حالا چرا من نقطه پرگار این پژوهش را موز گذاشته ام؟

 

چون ما نسل سال های دور، مثل سایر نسل ها بدمان نمی آید مظلوم نمایی کنیم و سوخته یا حداقل نیم سوز نامیده شویم؛ چرا که برای خودمان سرگذشت غریبانه ای داریم و سختی ها کشیده ایم و آب دیده شده ایم (که شاید آبکی بودن این نوشته هم به آن برگردد) اما انبوهی از تجربیات را در انبانه سینه داریم. یکی از این تجارب گران بها، یادآوری سالیان گرانی موز است که آن را در چشم ما تا ابد یک میوه اشرافی کرده است و امروز هر چه دولت ها و میادین تره بار بکوشند که موز را تبدیل به ارزان ترین میوه کنند، چیزی از ارزش های موز کم نمی کند.

 

 

چون اینجوری در ذهن ما رسوب کرده و چیزی که رسوب کند، طبق همان قاعده جاذبه، ته نشین می شود و هر چه ته نشین شد به مرور ریشه می دواند و هر چه ریشه دواند، ماندگار می شود و هر چه ماندگار شد، رفته رفته تبدیل به عادت و سنت و اصالت می شود. برای همین تغییر دادنش سخت می شود.

 

اصولا چیزهای سنتی در برابر مدرن شدن مقاومت می کنند، برای مثال به عنوان یک غذای سنتی هرگز در قورمه سبزی نمی توانیم هویج بریزیم، ولی اجازه داریم در پیتزا که برای ما غذایی مدرن است، هر چه دور و برمان بود را بریزیم! بماند که همین پیتزا را اگر یک ایتالیایی اصیل و سنتی ببیند؛ سکته می کند چون خرق عادت نموده ایم! و ترک عادت موجب مرض است.

 

برای نسل ما، نه تنها موز موضوع بود بلکه داشتن ویدیوی تی سِون هم نگرانی بود. ما نسلی هستیم که آدیداس برایمان مخالفت با سنت بود و بدعت، چه برسد به نایک! ما پر بودیم از دغدغه و سنت، ما همیشه اضطراب داشتیم و همواره دلواپس بودیم.

 

دلواپس شلوار جین، پیراهن آستین کوتاه، فرق وسط، روزنامه دیواری با مقوای پشت طوسی، رفتن برق، آژیر قرمز، موشک باران، قلک های پلاستیکی به شکل نارنجک، پوستر بروس لی، معلم پرورشی و ...

 

دلواپسان نسلِ ما، همیشه دلواپس بودند! به کیف هایمان قفل می زدیم، بدون اینکه موبایل و تبلت داشته باشیم، و دلواپس خط کش چوبی و پاک کن بویی بودیم. ما دلواپس دوچرخه های بیست و چهارمان بودیم و دور تا دورش را با نوارهای رنگی لاستیکی می پیچیدم و محافظت می کردیم و با زنجیر به درخت می بستیم، درست مثل دسته راکت های بدمینتون که حوله پیچ می نمودیم.

 

 

ما دلواپسی در اعماق وجودمان ریشه کرد. برای هر چیزی زود دلواپس می گشتیم و وقتی دلواپس می شدیم دورش را می پیچیدیم و می تنیدیم... حصارها می ساختیم و ممنوع می کردیم و تابلو می زدیم.

 

خودمان هر جا تشخیص می دادیم، تابلوی ممنوع برمی افراشتیم و چون شعارنویسی خوراک مان بود، کنارش با اسپری اضافه می کردیم: «پارک = پنچری» چون ما خودمان دلواپس و برابر قانون بودیم.

 

رفته رفته، دلواپسی و سنت برایمان عادت شد و عادت برایمان سنت و دلواپسی. زمان گذشت، موز ارزان شد ولی ما هنوز هم باورش داشتیم و دلواپس بودیم که ندکند از چنگ مان در برود.

 

زمان گذشت ولی اما از هیچ چیز نگذشتیم. ما رسوب کردیم و دلواپس ماندیم.

 

زمان گذشت ولی ما هرگز به موز و قورمه سبزی خیانت نکردیم.

 

زمان گذشت و هر چه گذشت، بیشتر به گذشته عشق ورزیدیم.

 

زمان گذشت، ولی دلواپسیِ ما نگذشت.

 

ما پر شدیم از گذشته و حسرت و دلواپسی و محرومیت و ممنوعیت و بستنی کیم دوقلو!

 

یادش به خیر، چقدر دلواپس آب شدنش در یخچال های یونولیتی بودیم که در صندوق عقب پیکان، قبل از مسافرت جاساز کرده بودیم.

 


 

منبع : ایران مطلب

شهروندان مختلف هنگام غرق شدن! /طنز

 

 

طنز غرق شدن


- شهروند سودجو: از آب جمع شده در کشتی ماهی می گیرد.


- شهروند خیلی معمولی: داخل کابینی که پر از آب شده روی کاناپه دراز کشیده و سریال تلویزیونی می بیند.

- شهروند معمولی: برای گرفتن جلیقه نجات به انتهای صف می رود و از آخرین نفری که توی صف ایستاده می پرسد: «ببخشید آخرین نفر کیه؟»

- شهروند دهه پنجاه: با کسانی که می خواهند خودشان را توی صف جا بزنند، بحث می کنند و با نشان دادن انتهای صف، فردِ خاطی را به رعایت حقوق بشر تشویق می کنند.

- شهروند دهه شصت: با پیرمردی که پشت سرش ایستاده در مورد شکاف نسل ها و تفاوت میزان و محل سوختگی بحث می کند.

- شهروند دهه هفتاد: مادرش توی صف ایستاده، خودش هنوز توی رختخواب است و بیدار نشده.

- شهروند عَزب: به دنبال کِیس مناسبی برای نجات دادن می گردد.

- شهروند مُعذب: قبل از پریدن به داخل آب، لباس هایش را در می آورد و مایو می پوشد.

- شهروند مودب: مایو نمی پوشد.

- شهروند مدیر: کت و شلوار خود را اتو می کند تا بعد از نجات پیدا کردن، بتواند با ظاهری آراسته جلوی دوربین های تلویزیونی ظاهر شود.
 

- شهروند مسئولیت پذیر: برای حلِ مشکل با آتش نشانی تماس می گیرد.


- شهروند خبرنگار: با یکی از ملوانان کشتی به عنوان «جوان موفق» مصاحبه ای انجام می دهد.

- شهروند ملوان: به خبرنگار می گوید که از کودکی عاشق ملوان زبل بوده و این کار را به صورت حرفه ای از قایق پدالی هایِ قو شکل، شروع کرده است.

- یک مقام مسئول: وعده می دهد در عرض دو ماه سوراخِ کشتی را تعمیر کند.

- دومین مقام مسئول: قایق های نجات را تفکیک جنسیتی می کند.

- مسئول مربوطه: سوراخ شدن کشتی را تکذیب می کند.

- مسئول عملگرا: سعی می کند آب جمع شده در کشتی را با قاشق چایخوری خالی کند.

- دولت: چه کسی گفته که کشتی با سوراخ شدن غرق می شود؟

- شهرداری: در مراسم انداختن اولین قایق نجات در آب شرکت می کند و پس از یک سخنرانی دو ساعته، روبان افتتاح را قیچی می کند.

- مجلس: برای پرسیدن سوال از کاپیتان کشتی، امضاء جمع می کند اما تعداد امضاها متغیر است و امکان شمارش آن وجود ندارد.

- شهروند روسی: یک تماس مشکوک می گیرد. نیم ساعت بعد یک زیردریایی برای نجاتش به روی آب می آید و فقط شهروند روسی را با خود می برد.

- شهروند کویتی: نوبت نفر اولِ صفِ جلیقه نجات را به قیمت یک دینار می خرد.

- شهروند آمریکایی: به خاطر انتخاب مجدد اوباما و ناامیدی از بهبود شاخص های زندگی در آمریکا، جیب هایش را پر از سنگ می کند تا زودتر غرق شود!

- شهروند انگلیسی: از داخل جیبش یک فندک بیرون می آورد و با زدن یک دکمه، فندک تبدیل به یک قایق موتوری می شود. بعدها یکی از مسئولین اعلام می کند که او یک جاسوس معروف به اسم جیمز باند بوده است.

- شهروند روشنفکر: بیانیه ای با عنوان «پارادایم های پوزیتیویسم برای عبور از شرایط گذارِ غرق شدگی به ساحل امن ثبات» را به دو زبان آلمانی و فرانسوی می نویسد و آن را با صدای بلند برای مردم می خواند.

- شهروند دانشجو: با نشان دادن کارت دانشجویی می تواند جلیقه نجات را به نصف قیمت بخرد.

- مهشید روز بخیر: قیمت فروش جلیقه های نجات را به صورت لحظه ای اعلام می کند.

- دوربین صدا و سیما: مناظر زیبایی از دریا و غروب خورشید را نشان می دهد.

- شهروند خانه دار: مشغول پختن کتلت است. سپس کتلت ها را با گوجه و سبزی خوردن به صورت ساندویچی، لقمه می کند و به شوهرش می دهد تا در هنگام نجات پیدا کردن گرسنه نماند!

- شهروند سادیسم درا: به دروغ اعلام می کند در کابینش تعداد زیادی جلیقه نجات دارد و می خواهد آنها را بفروشد. جماعت زیادی برای خرید جلیقه نجات جلوی کابینش صف می بندند.

- شهروند تازه ازدواج کرده: چندتا از عکس های آتلیه ای عروسی اش را با میخ طویله به دیوار کابینش می کوبد که باعث سوراخ شدن دیواره کشتی و غرق شدن آن می شود.

 

منبع : مجله خط خطی

متن خوشامدگويي جديد در هواپيماهاي ايران / طنز

 

 

کاریکاتور هواپیما

 

با سلام و صلوات به روح تمام مسافرين عزيز .
و با درود به وزير محترم راه و ترابري .
ورود شما را به پرواز لايتناهي هواپيماي جمهوري اسلامي ايران خوشامد مي گوييم .
خداوندا مشيت خودت را در رسيدن و لقاء به خود برما قراردادي و سرعت آن فزون كن .
مقصد ما به احتمال 99% بهشت موعود و احتمالأ 1% مقصدي كه بر روي بليط درج شده مي باشد.
خلبان پرواز مرحوم شهيد كاپيتان بهشت زاده و گروه پروازي بد اخلاق؛ سفري خوش براي شما آرزمند است.
لطفأ به علامت نكشيدن سيگار اصلأ توجه ننموده و آخرين سيگار زندگيتان را به خوشي دود نماييد.
بستن كمربندها اصلأ ضرورتي ندارد و كاملأ بدرد نخور است.
در صورت بروز اشكال در سيستم هواي كابين ماسكهايي از بالاي سر شما آويزان خواهد شد كه شما قبل از آن رايحه خوش ملايك را احساس خواهيد كرد.
اين هواپيما مربوط به هزاره دوم ميلادي بوده و داراي دو درب اضطراري در جلو، دو در كنارين و يك درب عقب مي باشد كه چندين سال است اهرم هاي آن كار نمي كند.
ارتفاع پرواز به احتمال قريب به يقين تا آسمان هفتم بوده و هواي بهشت بسيار عالي است.
سفر خوشي را براي شما آرزومنديم .

 

خبر فوری: هیچ هواپیمایی در تهران سقوط نکرده است!

 

خبرگزاری ایسنا : متاسفانه بعد از سقوط موفق هواپیمای موسوم به ایران 140، بسیاری از مردم در شبکه‌های اجتماعی و خبرنگاران در رسانه‌ها دست به سیاه‌نمایی علیه صنعت هواپیمایی کشور و تولیدات ملی زدند و پروژه بین‌المللی ایران 140 را زیر سوال بردند. اما همان‌طور که می‌دانید، سقوط اتفاقی است که برای هر هواپیما می‌افتد. برخی از رسانه‌ها طوری تیتر زده‌اند ایران 140 سقوط کرد که انگار کار دیگری می‌توانسته است بکند. به هر حال یک قطعه از هواپیما ممکن است یک‌بار درست کار نکند و باعث سقوط هواپیما بشود. رسانه‌های داخلی از ظهر امروز، همگام با رسانه‌های معاند خارجی و اسرائیل و آمریکا شروع به نقد کرده‌اند و سقوط هواپیما را خیلی برجسته جلوه داده‌اند. درحالی‌که از رسانه‌های داخلی انتظار می‌رود وقتی رسانه‌های خارجی، بویژه بی‌بی‌سی، می‌گویند هواپیما در تهران سقوط کرد، آن‌ها بگویند خیر سقوط نکرد.

 

کاریکاتور هواپیما

 

درباره دو بار سقوط موفق این هواپیما هنگام آزمایش هم باید خاطرنشان کنیم که آزمایش را برای همین انجام می‌دهند که ببینند هواپیما سقوط می‌کند یا خیر، که در این مورد هر دو بار دیدیم که سقوط کرد و برای خودمان جالب بود که چرا سقوط کرد. همین‌طور الان هم برایمان جالب است، چرا سقوط کرد، چون ما خیلی فکر کرده بودیم که هواپیما را طوری بسازیم که بالش کنده نشود و از وسط نصف نشود.

 

به هر حال، در میان این همه پرواز که روزانه در کشور انجام می‌گیرد، افتادن یک هواپیما طبیعی است. خوشبختانه صنعت هوایی، امن‌ترین راه برای سفر مردم است و تعداد تلفات ما از جاده‌ها کمتر است. در پایان توصیه ما به مردم این است که وقتی دیدند هواپیما دارد سقوط می‌کند صبر نکنند و خود را از حفره‌هایی که اغلب در هواپیما ایجاد می‌شود بیرون بیاندازند تا زنده بمانند.

 

پرواز خوبی داشته باشید.

باقی بقای‌تان

منبع : رضا ساکی در خبرگزاری ایسنا

صحبت کردن آقایون و خانم ها پیش دوستاشون با تلفن

 

 

اس ام اس طنز

 


صحبت کردن آقایون پیش دوستاشون وقتى همسرشون باهاشون تماس میگیره :

_بله؟؟؟؟

مگه نگفتم زنگ نزن بهم سرم شلوغه؟؟؟؟

شب اومدم خونه کارى داشتى بگو

گفتم الان نه

ترق

قطع تماس

بعدش پیامک یواشکى:ببخش عزیزم,بد جایی گیرم اصلا غلط کردم,میخام برم اون گوشواره که دوس داشتیو برات بگیرما... 

 

صحبت کردن خانوما وقتى پیش دوستاشونن و شوهرشون تماس میگیره :

_سلام عشق همیشگیه من

خوبى عزیزم؟

جونم دلم؟؟

بله... بله اختیار دارین

شما هر کارى صلاح میدونین انجام بدین

ممنون که به منم خبر دادین

بوس بوس

باى فدات شم

بعدش پیامک یواشکی میفرستن : هیچ غلطى نمیکنیا...وگرنه من میدونم با تو!!! فهمیدی؟؟؟

 

 

فرستنده : Alireza & Yasaman

منبع : 4جوک
 

دقت کردین توی خیلی از فیلما آدم حرصش میگیره؟

 

 

طنز سریال ایرانی

 

 

دقت کردین یه چیزایی تو این فیلم ها هست که آدم خیلی حرصش میگیره؟ مثلا:

 

1- طرف یه مشت قاتل دنبالشن، جای اینکه اولین مکانی که میره به اقلکن 10 نفر موضوعو بگه، خیلی شیک و مجلسی زنگ میزنه به دوستش میگه: "میخوام ببینمت!"

 

من (>.<)   

میخوام ببینمت و کوفته! خب متوازی الاضلاع! می میری تو یک جمله همون پای تلفن بگی؟!!


 

2- طرف واسه اطرافیانش یه سوء تفاهم تابلو ایجاد شده که به این تخیل Full HD قسم تو یک نیم جمله هم میشه گفت! بعد وقتی عین خون آشاما دارن میریزن سرش، میگه: "م م م من همه چیزو توضیح میدم!"

 

من (o_#)

توضیح و قلوه سنگ! توضیح و ...!  آخه جونت بالا بیاد میگفتی دیگه!


 

3- "این طوری که تو فکر میکنی نیست!"

 

من: این دیگه مسخره ترین دیالوگ برای شرمنده کردن طرف مقابل تو قسمت آخره! من شخصاً حرف دیگه ای در این زمینه ندارم میترسم تایید نشه!

و من الله توفیق...

 

 

فرستنده : Sokoot

منبع : 4جوک

داستان یک گلابی در كامیون گلابی !

 

 

طنز گلابی

 

 

یه روز یه كامیون گلابی داشته توی جاده می رفته كه یه دفعه می‌افته توی یه دست‌انداز، یكی از گلابی‌ها می‌افته وسط جاده، بر می‌گرده به كامیون نگاه می‌كنه و میگه:

گلابی‌ها، گلابی‌ها!

گلابی‌ها میگن: گلابی، گلابی!

كامیون دورتر می شه،

صداشون ضعیف‌تر می شه.

گلابی میگه: گلابی‌ها، گلابی‌ها!

گلابی‌ها می گن: گلابی، گلابی!

باز كامیون دورتر میشه، گلابی میگه: گلابی‌ها، گلابی‌ها!

اما صدای گلابی دیگه به گلابی‌ها نمی‌رسه! گلابی‌ها موبایل راننده رو می گیرن و زنگ میزنن به موبایل گلابی،اما چه فایده كه گلابی ایرانسل داشته و توی جاده آنتن نمی‌داده!

گلابی یه نفر رو پیدا می‌كنه كه موبایل دولتی داشته، زنگ می‌زنه به راننده و می گه: گوشی رو بده به گلابی‌ها، وقتی كه گلابی‌ها گوشی رو می گیرن، گلابی میگه: گلابی‌ها، گلابی ها!

گلابی ها می گن: گلابی، گلابی

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

اون شور و اشتیاقت تو حلقم ،

واقعا دوست داری باز هم ادامه داشته باشه ؟!؟!؟!؟!؟

 

 

 

فرستنده : ***خفته وحشی***

منبع : 4جوک

سیر تحول آشپزی از سال 1300 تا 1393

 

 

طنز آشپزی مردان

 

 

ﺳﺎﻝ 1300 ﺷﻤﺴﯽ :

ﻣﺮﺩ : ﺁﺁﺁﺁﺁﯼ ﺿﻌﯿﻔﻪ !!! ﺍﺳﻢ ﺍﯾﻨﻮ ﮔﺬﺍﺷﺘﯽ ﻏﺬﺍ؟؟ ﺍﺯ ﺑﯽ ﻧﻤﮑﯽ ﻣﺰﻩ ﺁﺏ ﻣﯿﺪﻩ!!!

ﺯﻥ : ﺑﺒﺨﺸﺪ ﺁﻗﺎ !! ﺍﺷﺘﺒﺎ ﮐﺮﺩﻡ!!! ﺟﻮﻭﻧﯽ ﮐﺮﺩﻡ !!!

ﺯﻥ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺗﺴﺖ ﻏﺬﺍ : ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﻧﻤﮏ ﺩﺍﺭﻩ؟؟ ﻭﻟﯽ ﺍﮔﻪ ﺁﻗﺎﻣﻮﻥ ﻣﯿﮕﻪ ﻧﺪﺍﺭﻩ ﺣﺘﻤﺎ ﻧﺪﺍﺭﻩ !!!

 

ﺳﺎﻝ 1330 ﺷﻤﺴﯽ :

ﻣﺮﺩ : ﺁﺁﺁﺁﺁﯼ ﺯﻥ !! ﺍﯾﻦ ﻏﺬﺍ ﭼﻘﺪﺭ ﺑﯽ ﻧﻤﮑﻪ؟؟ ﺣﻮﺍﺳﺖ ﮐﺠﺎﺳﺖ؟؟

ﺯﻥ : ﺁﻗﺎ ﺗﺼﺪﻗﺖ ﺑﺸﻢ .. ﻧﻤﮏ ﺿﺮﺭ ﺩﺍﺭﻩ ﺑﺮﺍﺕ .. ﻭﻟﯽ ﺑﺎﺷﻪ ﭼﺸﻢ ﺩﯾﮕﻪ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﻧﻤﯿﺸﻪ !

ﺯﻥ ﺩﺭﺣﺎﻝ ﮔﻔﺘﮕﻮ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺵ : ﺧﯿﻠﯽ ﺷﺎﻧﺲ ﺁﻭﺭﺩﻡ !! ﺍﯼ ﺑﻤﯿﺮﯼ ﺑﭽﻪ ﺣﻮﺍﺱ ﻧﻤﯿﺬﺍﺭﯼ ﺑﺮﺍ ﺁﺩﻡ !!

ﺗﻖ ﺯﺩ ﺗﻮﺳﺮ ﺑﭽﻬﻬﻪ!!!

 

ﺳﺎﻝ 1360 ﺷﻤﺴﯽ :

ﻣﺮﺩ : ﺁﻫﺎﯼ ﺧﺎﻧﻮﻡ ﭼﺮﺍ ﻏﺬﺍ ﺑﯽ ﻧﻤﮑﻪ ﺑﺎﺯ؟ ﻧﻤﮏ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ ﻣﮕﻪ ﻣﺎ؟

ﺯﻥ : ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩﯼ ﻣﻦ ﺁﺩﻡ ﺁﻫﻨﯿﻢ؟؟ ﺣﺎﻻ ﯾﺪﻓﻪ ﯾﺎﺩﻡ ﺭﻓﺖ !! ﺑﺮﻭ ﻧﻤﮑﺪﻭﻥ ﺑﺮﺩﺍﺭ !!

ﺯﻥ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﮔﻔﺘﮕﻮ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺵ : ﻣﺮﺗﯿﮑﻪ ....!!! ﺍﯾﯿﯿﯿﯿﯿﯿﺶ !!!

 

ﺳﺎﻝ 1390 ﺷﻤﺴﯽ :

ﻣﺮﺩ : ﻋﺰﯾﺰﻡ ﯾﺎﺩﺕ ﺭﻓﺘﻪ ﻏﺬﺍ ﺑﭙﺰﯼ؟ ﺯﻧﮓ ﺑﺰﻧﻢ ﭘﯿﺘﺰﺍﯾﯽ؟

ﺯﻥ : ﻣﻦ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ ﻣﻦ ﺭﮊﯾﻢ ﺩﺍﺭﻡ ﺑﺮﺍ ﺧﻮﺩﺕ ﻫﺮﮐﺎﺭ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻦ !!

ﺯﻥ ﺩﺭﺣﺎﻝ ﮔﻔﺘﮕﻮ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺵ : ﭼﻪ ﺗﻮﻗﻌﺎﺗﯽ ﺩﺍﺭﻩ !

ﻓﮑﺮﮐﺮﺩﻩ ﺍﻭﻣﺪﻡ ﺧﻮﻧﻪ ﺷﻮﻫﺮ ﻏﺬﺍ ﺑﭙﺰﻡ !!!

 

ﺳﺎﻝ 1393 ﺷﻤﺴﻲ :

ﻣﺮﺩ : ﻋﺰﻳﺰﻡ ﺍﻣﺸﺐ ﺷﺎﻡ ﭼﻲ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻱ ﺩﺭﺳﺖ ﻛﻨﻢ؟

ﺯﻥ : ﺍﻧﻘﺪﺭ ﺳﻮﺍﻝ ﻧﻜﻦ . ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺪﻭﻧﻲ ﭼﻲ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ .

ﻣﺮﺩ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺵ : ﺍﻱ ﺑﺎﺑﺎ

 


 

فرستنده : kimia.gh

منبع : 4جوک

قوانین عجیب کشورها !!!

قوانین عجیب کشورها !!!

 

قوانین کشورها

 

٭ استفاده از اینترنت ممنوع است مگر اینکه از تمام وزارت های کشور مجوز بگیری.
کره شمالی


٭ اگر تا 27سالگی جایی استخدام نشدی، مستقیم به ارتش ملحق میشوی.
کره شمالی


٭ اگر کلمه ی اسلام را سر زبان بیاوری اعدام میشوی.
بورما


٭ اگر روز یکشنبه کار کنی مورد بازجویی قرار میگیری، مگر اینکه پلیس باشی.
ایتالیا


٭ اگه آلمانی باشید و ماشین ساخت آلمان بخرید، فقط نصف قیمت ماشین را پرداخت می کنید، نصف دیگر آن را دولت پرداخت میکند.
آلمان


٭ غیر از روز جمعه دو روز دیگر هم بدون عذر موجه می توانی سر کلاس حضور پیدا نکنی.
نیجریه


٭ ممنوع است کسی را از خواب بیدار کنی، چون خواب مقدس است.
کره جنوبی


- آخرین نفری که بلند میشه سفره رو جمع میکنه.
ایران



فرستنده : AliReza Zakhar
منبع : 4جوک

وجدان کاری شرکت ها و دفاتر ایرانی /طنز

 

 

طنز شرکت

 

صبح که میگن تازه اومدیم بزارید یه صبحانه کاری بخوریم
بعد صبحانه اقا بزارید صبحانه بره پایین صبر کنید سیستما راه بیوفته روشن بشه
اخه در جریان هستید سیستمای اداری با با ذغال سنگ کار میکنه و موتورش روشن بشه و گرم بشه زمانبر هست
حالا سیستما روشن شده 1 ساعتم گذشته اقا بزارید یه دست انگری بردز بزنیم
قیافه ما اون لحظه :|
حالا 1 ساعتم بازیش طول کشیده بعد میاد میگه جلسه داریم باید برم جلسه
جلسشون توی نمازخونشون هست و مبحثش خواب هست
حالا 2 ساعتم خوابشون طول کشیده بیدار میشن ساعت 12 هست
اصولا 12 هم وقت ناهار هست
ناهارو میل میکنن بعد میرن خونه استراحت میکنن
واقعا جای تشکر داره که مسئولین انقدر زحمت میکشن کار مردم رو راه میندازن  :) :) :)

 

فرستنده : 0.5a
منبع : 4جوک

کارهای خنده دار تو آسانسور / طنز

 

 

طنز آساسنسور

 

وقتی در اسانسور بسته میشه با صدای بلند بگین :نترسین.. نگران نباشین ..لازم نیست خونواده هاتون رو خبر کنین چند لحظه دیگه در باز میشه.


وقتی همه سوار شدید و در بسته شد بلند بگید برای سلامتیه آقای راننده صلوات


وقتی از آسانسور پیاده میشین دگمه همه طبقات رو بزنین… مخصوصا اگه یه عده هنوز تو آسانسور هستن.


به دوست خیالی تون رو جوری که انگار همراه شما هست به همه معرفی کنین و شروع کنین الکی باهاش حرف زدن.


رو به دیوار آسانسور در حالی که پشت تون به همه هست بایستین…اگه شما نفر اولی باشید که سوار شدین به احتمال زیاد بقیه هم همین کارو میکنن


یه دفه بگین : ای وای ..نه .. بارون گرفت… بعدش چترتون رو باز کنین.


از همه آدرس ای- میلشون رو بپرسین و بعد آدرس هاشون رو مسخره کنین.


در کیفتون رو باز کنین و انگار یکی اون تو هست یواش بگین ..هوای کافی داری؟؟؟


هر کسی که وارد میشه باهاش دست بدین و یه سلام علیک حسابی بکنین و بگین میتونه شما رو جناب تیمسار صدا کنه.


هر از چند گاهی صدای گربه در بیارین.


به یکی از مسافر ها خیره بشین بعد یه دفعه بگین ..ا وه تو که یکی از اون هایی…بعد تا میتونین ازش فاصله بگیرین.


یه عروسک خیمه شب بازی دستتون بکنین و با بقیه مسافر ها از طرف اون حرف بزنین.


هر طبقه که میرسین ..صدای دینگ در بیارین..بعد به یکی از مسافر ها بگین نوبت تو هست …خدا بیامرزتت.


یه صندلی (تا شو) با خودتون بیارین یه دوربین با خودتون بیارین و از بقیه مسافر ها عکس بگیرین.
البته اگه دیدین همون پایین تحویلتون دادن به بیمارستان از ما به دل نگیرین.


وقتی چند نفر پشت سرتونن و می خوان سوار آسانسور بشن .. وقتی دستگیره ی درب آسانسور رو گرفتید تا باز کنید سریع دستتون رو بکشید انگار که برق گرفتتون !!فکر کنم بقیه با پله برن !!


وقتی آسانسور به هر طبقه رسید ، اعلام کنید ، مثلا بگید طبقهههههه پنجـــــــــــــــــــم

زیر لب این شعر رو باصدای آروم بخونید دارم میرم به تهرون …دارم میرم به تهرون ….(همزمان بشکن هم بزنید) دادادا دیدام دیمدام دام .. .. بعد هرکی نگاتون کرد ساکت شید ……….تا روشو برگردوند دوباره از اول !!!! l

 

تا سوار آسانسور شدین یه هات داگ نیم متری از تو کیفتون در بیارین شروع کنید با ولع بخورید همزمان ملچ ملوچ هم بکنید

 

وقتی همه داشتن پیاده میشدن بگید: مسافرین عزیز کاپیتان با شما صحبت میکنه به امید دیدار شما در پرواز های بعد..

 


منبع: وب سایت pat-o-mat
 

واکنش های طنز ایرانیان برای بازی تاریخی برزیل و آلمان

 

به گزارش 4جوک به نقل از ایسنا، شکست تاریخی و عجیب تیم ملی فوتبال برزیل از آلمان با واکنش‌های زیادی در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی مواجه شد که بخش زیادی از این واکنش‌ها، طنز است.
 

طنز آلمان و برزیل


سایت‌های «پارسینه» و «کافه سینما» بخشی از این واکنش‌ها را گردآوری کرده‌اند که با هم می‌خوانیم:

* از این به بعد موقع خواب به جای اینکه گوسفند بشمرم، حساب می‌کنم که مثلا اگه بازی 500 دقیقه طول می‌کشید، آلمان چند گل دیگه به برزیل می‌زد؟


* آلمان خطاب به برزیل: اومدیم نود دقیقه خودتون رو ببینیم ... همش دم دروازه دارین توپ جمع میکنین ...


* اسکولاری تو مصاحبه بعد بازی: دسته خرابه رو دادن دست ما.


* اما اگه کسی نتیجه این بازی رو پیش‌بینی کرده باشه میشه به عنوان پیشوا پذیرفتش و کلا پرسید به چی اعتقاد داره، به همون معتقد شد :)


* طبق اخبار موثق برای جلوگیری از خیزش و قیام ناشی از خوشحالی بعد از برد، دستور از بالا به برزیلی‌ها رسیده بود که باید ببازند.


* الان اسکولاری به یوآخیم لو میگه داداش ما هم یه گل بزنیم؟ لو میگه نه! اسکولاری میگه پس من یه موز برداشتم.


* حالا دیگه بقال سر کوچه هم طرفدار آلمان شده!


* تنها راه نجات برزیل اینه که احمدی‌نژاد به طرفداری از آلمان بیاد استادیوم.


* کاری که کل دنیا می‌گفتند آرژانتین با تیم ایران می‌کنه، آلمان با برزیل کرد :)


* خبر فوری: دقایقی پیش فرمانداری آبادان تقاضای پناهندگی اسکولاری را رد کرد.


* واقعا جا داره جمشید مشایخی رو بفرستم برزیل بوسه‌ای نثار این شانه‌های مردانه آلمانی‌ها بکنه.

* جای خیابانی خالی که اگه بود الان میگفت برزیل اگه 8 تا بزنه صعود میکنه.


* سردبیر مجله TIME طی تماسی با فردوسی‌پور گفته عکس اونایی که درست پیش‌بینی کردن رو بفرسته تا شماره بعد روی جلد کار کنن.


* خداییش با این باخت برزیل به ارزش‌های تیم ایران خیلی اضافه شد. خداوکیلی ایران خیلی بهتر از برزیل در این جام جهانی حاضر شد. به نظرم مردم باید بریزن تو خیابون!


* خب لامصبا جنگ جهانی رو هم پنج - هیچ می‌بردین! فقط فوتبال و بنز و ب.ام.و و صنعت و نظم و ... بلدن.


* آقا راسته؟ میگن یه هیات «آبی‌پوش» از ایران دارن میرن برزیل تحت عنوان «ستاد دلجویی»


* از آلمان فقط میشه با این وضع شکایت حقوق بشری کرد. بابا اومدی فوتبال بازی کنی یا حساب شکست در جنگ جهانی دوم رو صاف کنی؟


* به نظرم بین دو نیمه بدون سر و صدا جام رو بدن به تیم آلمان بگن مخفیانه از برزیل خارج بشه. بازیکنای برزیل هم همونجا یه سبیلی چیزی بذارن که شناخته نشن. به عنوان کارگر ورزشگاه قاطی جمعیت برن بیرون.


* این طرفداران برزیل به چه امیدی نشستن و دارن بازی رو میبینن؟ خب اون صندلی‌های بی‌صاحابو پرت کنید وسط زمین دیگه! آخه طرفدار اینقدر با ادب؟


* دکتر احمدی‌نژاد واسه دلجویی از مادر اسکولاری راهی برزیل شد!


* برزیل، الشباب، پیکان، استقلال، ملوان، پیوندتان مبارک!


* آقا نکنید این کارها رو. حرمت صابخونه رو نگه دارید. خداییش من به عنوان طرفدار آلمان دارم ناراحت می‌شم.


* تک‌گل برزیل به آلمان، دقیقا مث فحشایی بود که کیهان به تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای میده :)


* اجازه بده من هم گل بزنم ... دکتر شریعتی به یواخیم لو


* خاک تو سرتون. یه دعوا راه بندازید زمینو ترک کنیم. حداقل 3 تا حساب میشه!


* قربون غریبیت برم استقلال، چی کشیدی تو اون بازی شیش هیچ ...


* یعنی الان ممد مایلی کهن مربی آلمان بود الان همون لب خط نشسته بود داشت واسه برزیل گریه میکرد ... :-)))

* لیک آزادگان با حضور شموشک و برزیل


* آلمان گند زد به هیجان نیمه‌نهایی جام جهانی! انقدر تپ و تپ ٥ تا زد که کلا یادمون نیست کی چی رو چه جوری زد!


* بنا بر گمانه زنی‌ها، فیلیپه اسکولاری مربی برزیل قرار است در برنامه امشب ماه عسل حضور پیدا کرده و بینندگان را مهمان احساسات خود کند.


* عرق شرم به پیشانیم نشست! برزیل فکر کنم بعد این بازی از «کشور» به «بخش» ارتقاء بدنش.


* رونوشت به رئیس صداوسیما: لطفا در بازی برزیل - آلمان، حرکات آهسته نشان ندهید. ممکن است در همین فاصله، آلمان گل بعدی‌اش را هم بزند!


* کاری که آلمان با برزیل کرد «کاکرو» با بچه‌های تیم امید تو فوتبالیستا نکرد.


* آدم حیفش میاد بره دستشویی ۴ تا گل دیگه از دست بده!


* خبر فوری: مجید جلالی برای جانشینی اسکولاری اعلام آمادگی کرد.

 

*بیداری؟ ( اس ام اس اسکولاری به دلبوسکه)

 

*هیتلر: حتی با استانداردهای من کاری که آلمان با برزیل کرد، بی‌رحمانه بود

 

*در: پسرم چشمات چرا قرمزه؟ پسر: مواد کشیدم! پدر: دروغ نگو می‌دونم طرفداره برزیلی!

 

*فکر کنم آقوی همساده قبل بازی طرفدار برزیل شده.

 

*گریه بازیکنای برزیل دیگه گریه واسه شکست نبود، یحتمل از ترس جونشون گریه می‌کردن.

 

*فدراسیون جهانی فوتبال با قید سه فوریت طرح حذف سه صفر از نتیجه بازی آلمان –برزیل را تصویب کرد!

 

*مورد داشتیم از طرف پرسیدند بازی آلمان و برزیل چند چنده؟ گفته الان یا الان؟

 

*رییس‌جمهور برزیل : مردم برزیل رو ساکت می‌کنیم،جواب آبادانیا رو چی بدیم؟؟؟

 

*من جای برزیل باشم توپ بر میدارم میرم تو رختکن میگم "بابام صدام کرده".

 

*مربی آلمان از هواداران این تیم خواسته که اگه نحوه گل زدن بخصوصی مد نظرشون هست بگن که اونجوری براشون گل بزنن.

*بازی آلمان برزیل ساعت چنده؟! چون تلویزیون ما الان داره آلمان - فجر سپاسی رو پخش می‌کنه.

 

*نیمار با تماس تلفنی از بازیکن کلمبیایی که کمرش را خرد کرده بود، تشکر کرد.

 

*اگه مربی برزیل بره برنامه ماه عسل علیخانی بغضش دیگه واقعا جوابگو نیست، باید یه شمشیر سامورایی بیاره اول سر اونو ببره بعد بکنه تو شکم خودش.

 

*نیمه بازی اسکولاری رفته سراغ داور چهارم: حاجی الان ترک زمین ٣-٠ حساب میشه یا با اون ٥ تا گل جمع میشه؟

 

*جمشید مشایخی از مردم برزیل معذرت خواست!

*باید به اون ٢٨ نفری که نتیجه بازی رو درست حدس زدن بورسیه تحصیل رمالی و فالگیری و کف‌بینی تو دانشگاههای معتبر خارجی بدن. اینا اینجا حیف میشن.

 

*بابام بیدار شد گفت برزیل برد؟

 

*سزار داره با بغض و احساس مصاحبه می‌کنه و گوینده ایرانی در حالی که داره خیار گاز میزنه ترجمه می‌کنه.

 

*فکر کنم برزیلیا مخابرات منطقه ما رو آتیش زدن. اینترنتمون قطع شد.

 

*هنوز نفهمیدم این شبکه‌های اجتماعی که مجریای صداسیما از بازتابشون حرف می‌زنن کجاهان دقیقاً که فیلتر نیستن.

 

*کاش جاودانی شب ما رو با آوردن اسم گواردیولا خراب نمی‌کرد.

 

*برزیلی‌ها فردا از خواب پا میشن فکر میکنن کابوس دیدن دوباره میرن استادیوم!

 

طنز / «هــنـگ حــجـلـه» تاسیس می‌شود!

طنز / «هــنـگ حــجـلـه» تاسیس می‌شود! امروز خبرنگار ما در مجلس بود که متوجه شد نمایندگان می‌خواهند فاز دوم قانون‌گذاری برای افزایش جمعیت را کلید بزنند. خبرنگار ما امروز فهمید که بعد از ممنوعیت وازکتومی و توبکتومی طرحی برای ارایه آماده است که بر اساس آن سنت به حجله رفتن، بعد از مدت‌ها در کشور احیا می‌شود. هنگ حجله بر اساس شنیده‌ها، نمایندگان قصد دارند طرحی را به مجلس ببرند که طبق آن زوجین باید تا 24 ساعت بعد از عقد به حجله بروند و بعد عقدنامه را دریافت کنند. بنا بر گفته‌های یکی از نمایندگان که نخواست نامش فاش شود، قبل از عقد از پدر عروس و داماد ضمانت محضری گرفته می‌شود که تا 48 ساعت بعد مدارک پزشکی دال بر انجام عملیات را به مراکز ذی‌صلاح ارایه کنند و تا حداکثر 9 ماه اولین بچه را تحویل مراجع قانونی بدهند. در این طرح به جای مرخصی بعد از زایمان، مرخصی بین دو زایمان به مادر داده می‌شود تا مادر برای بچه بعدی آماده شود. در این طرح مادر هر طور دوست دارد می‌تواند بچه‌اش را به دنیا بیاورد و اصراری بر زایمان طبیعی نیست و اگر اصراری هست، در بچه‌دار شدن است. همچنین در این طرح از نیروی انتظامی درخواست شده است که اگر فامیل زوجین خواستند دم در حجله به گوش بایستند و احتمالا تیر و تفنگی در کنند، منع قانونی نداشته باشد و اصلا نیروی انتظامی هنگی به نام هنگ حجله تاسیس کند تا در مراسم حجله رفتن ملت حضور داشته باشد و به افتخارشان تیر هوایی و منور در کند. یک پزشک در پاسخ پرسش خبرنگار ما مبنی بر استرس داشتن زوجین در رفتن به حجله گفت: قدیم زوج‌ها کم‌رو بودند و حجله رفتن گاه یک هفته طول می‌کشید اما حالا نگرانی از بابت عملکردشان وجود ندارد. باقی بقای‌تان! طنز نویس : رضا ساکی منبع : خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) - طنز روز